نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵ - الحكایة و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش سیزدهم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

کردروزی چند سارخگی قرار

بر درختی بس قوی یعنی چنار

چون سفر را کرد آخر کار راست

از چنار کوه پیکر عذر خواست

گفت زحمت دادمت بسیار من

زحمتی ندهم دگر این بار من

مهر برداشت از زفان حالی چنار

گفت خود را بیش ازین رنجه مدار

فارغم از آمدن وز رفتنت

نیست جز بیهوده درهم گفتنت

زانکه گرچون تو درآید صد هزار

یک دمم با آن نباشد هیچ کار

خواه بامن صبر کن خواهی مکن

تو که باشی تا ز من گوئی سخن

لیک اگر از عجز آئی پیش در

زانچه میجوئی بیابی بیشتر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، سارخگی (پرنده‌ای) بر درخت چنار نشسته و از آن می‌خواهد که در سفرش به او زحمت ندهد. چنار نیز در پاسخ می‌گوید که دیگر نمی‌خواهد زحمت بار سفر را برای او ایجاد کند و از آمدن و رفتن‌های بیهوده گله‌مند است. چنار اشاره می‌کند که حتی اگر صد هزار سارخگی هم به او بپیوندند، یک لحظه هم نمی‌تواند با آن‌ها کار کند. او از سارخگی می‌خواهد که صبور باشد و هشدار می‌دهد که اگر از ناتوانی به او روی آورد، نتیجه‌ای جز ناامیدی نخواهد داشت. در نهایت، چنار به اهمیت گفتگو و صبر تأکید می‌کند.