بخش ۳ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش چهاردهم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
آن مخنث دید ماری را عظیم
جست همچون باد بر بامی ز بیم
گوییا جست آن زمان از زیر تیغ
گفت کاو مردی و سنگی ای دریغ
نیست نامردی تو در دست تو
خود ندارد زور تیر از شست تو
گرچه بسیاری نمایی رستمی
نیست ممکن از مخنث محکمی
گرچه نامی بس نکو کردت پدر
لیک ننگی آمدی تو ای پسر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، یک مخنث (کسی که نوعی انحراف در جنسیت دارد) متوجه یک مار بزرگ میشود و از ترس همچون باد بر بام میپرد. او به خودش میگوید که این خجالتآور است که در برابر چنین خطری ناتوان باشد. با وجود اینکه او خود را مانند رستم (یک قهرمان اسطورهای) بزرگ میداند، در حقیقت، قدرتی ندارد و تنها نامش را از پدرش به ارث برده است، اما در عمل هیچ کار بزرگی نمیتواند انجام دهد و ننگی برای پدرش به حساب میآید.