بخش ۵ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش چهاردهم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بوسعید مهنه قبضی داشت سخت
خادمی را گفت زود ای نیکبخت
سخت بیخویشم دمی با خویشم آر
هرکه را بینی برون شو پیشم آر
تا سخن گوید ز هر جانی مرا
راه بگشاید مگر جایی مرا
رفت خادم دید گبری خواندش
پیش شیخ آوردش و بنشاندش
شیخ گفتش حال خویشم بازگوی
نقد وقت خویش پیشم بازگوی
گبر گفتش ای امام هر یکی
در وجود آمد مرا دی کودکی
کردمش من نام جاویدان زیاد
دوش مرد و شیخ جاویدان زیاد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این داستان، بوسعید مهنه، که در حالتی از تنهایی به سر میبرد، از خادمش میخواهد تا افرادی را که در بیرون هستند به نزد او بیاورد تا با آنها گفتگو کند و از حال آنها مطلع شود. خادم به بیرون میرود و یک گبر (غیرمسلمان) را پیدا کرده و به نزد بوسعید میآورد. بوسعید از او میخواهد که حالش را بگوید و او در جواب میگوید که در دوران کودکی نام جاویدان را برای خود انتخاب کرده و اکنون مرده است. این گفتگو نشاندهنده جستجو برای فهم عمیقتر زندگی و مرگ است.