بخش ۴ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش شانزدهم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
آن یکی حمال خوش بنشسته بود
رشتهٔ حمالیش بگسسته بود
سایلی گفتش چرا ای مرد خام
این چنین بیکار بنشستی مدام
سیم از تو باز میافتد بسی
چون کند بی سیم بیکاری کسی
پس زفان بگشاد حمال دژم
گفت باز افتد گر از من یک درم
یک درم گر رفت صد من بار نیز
باز میافتد ز پشتم ای عزیز
بار تا چندی کشی بی بار باش
گر دمی باقیست برخوردار باش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، یک حمال نشسته و بیکار مانده است. فردی به او اعتراض میکند که چرا اینگونه بیکار است و از او میخواهد که کار کند، زیرا اگر بخواهد از دستش برود، خسارت زیادی به او وارد میشود. اما حمال پاسخ میدهد که حتی اگر یک درم (پول) از دستش برود، او بارش به جا میماند و هنوز هم میتواند ادامه دهد. او به این نکته اشاره میکند که بهتر است از زمانی که دارد لذت ببرد و نباید به خود فشار بیاورد. در نهایت، پیام شعر درباره ارزش زمان و لذت بردن از زندگی است، حتی در شرایط سخت.