بخش ۷ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش نوزدهم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
آن یکی پرسید از مجنون مگر
کز کدامین سوی قبله ست ای پسر
گفت اگر هستی کلوخی بیخبر
اینکت کعبه ست در سنگی نگر
کعبهٔ عشاق مولی آمدست
آن مجنون روی لیلی آمدست
چون تو نه اینی نه آن هستی کلوخ
قلبت از سنگ است ای بیشرم شوخ
گرچه کعبه قبلهٔ خلق جهانست
لیک دایم قبله جای کعبه جانست
در حرم گاهی که قرب جان بود
صد هزاران کعبه سرگردان بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، یکی از شخصیتها از مجنون میپرسد که قبله کجاست. مجنون در پاسخ میگوید اگر تو درک معنوی نداری، باید بدانی که کعبهای که به دنبالش هستی، تنها در سنگ وجود ندارد بلکه در قلب هر عاشق و در عشق واقعی است. او اشاره میکند که اگرچه کعبه مکان مقدسی برای عبادت است، اما حقیقت و قبله واقعی در دل و روح انسانها نهفته است. در نهایت، مجنون میگوید که در مسیر عشق، هزاران کعبه میتواند وجود داشته باشد.