بخش ۲ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش نوزدهم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
طالبی مطلوب را گم کرده بود
روز و شب سر در جهان آورده بود
از غم جان وجهان بفریفته
در جهان میرفت جانی شیفته
پای از سر در طلب نشناخت او
خویش را نعلین آهن ساخت او
پس جهان صدباره چون پیموده کرد
ای عجب نعلین آهن سوده کرد
ذره ذره گشت در راهی دراز
آهن نعلین او بی دلنواز
گرچه بسیاری بگشت از درد او
هم نیافت از هیچ راهی گرد او
عاقبت در پیش او آمد سه راه
بر سر هر راه او خطی سیاه
بر سر یک ره نوشته کای غلام
گر فرو آئی بدین ره تو تمام
گرچه این راهیست دشوار و دراز
هم برآئی عاقبت زین راه باز
بر ره دیگر نبشته کای سلیم
گر فرو آئی بدین راه عظیم
یا برآئی زین ره آخر ناگهان
یا ازین جا برنیائی جاودان
بر سیم بنبشته بدکای مرد پاک
گر فرود آئی بدین راه هلاک
برنیائی تا ابد هرگز دگر
نه نشان از تو بماند نه خبر
محو گردی گم شوی ناچیز هم
زین چه فانی تر بود آن نیز هم
گفت چون در وصال اومید نیست
کار جز نومیدی جاوید نیست
این سیم راهست راه من مدام
این بگفت و شد در آن ره والسلام
راه اول در شریعت رفتن است
در عبادت بی طبیعت رفتن است
پس دوم راهت طریقت آمدست
ور سیم خواهی حقیقت آمدست
در حقیقت گر قدم خواهی زدن
محو گردی تا که دم خواهی زدن
هر که در راه حقیقت زد دو گام
تا ابد نابود گردد والسلام
گام اول را زخود مطلق شود
پس بدیگر گام محو حق شود
هر کرا زآنجایگه بوئی بود
در نگنجد گر همه موئی بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به مسافرِ جویای حقیقت اشاره میکند که از گم کردن راه اصلی زندگیاش رنج میبرد. او در تلاش است تا به شناختی عمیق و واقعی برسد، اما در مسیر خود با مشکلات و دردسرها مواجه میشود. در نهایت، او به سه راه میرسد که هر کدام به سرنوشتهای متفاوتی منجر میشود. اولین راه، شریعت و عبادت است که با وجود سختی، به آرامش میانجامد. دومین راه، طریقت و سیر و سلوک معنوی است که نیازمند تسلیم و خود فراموشی است. سومین راه، حقیقت است که نهایتاً به محو شدن در ذات خداوند میانجامد. شاعر با بیان این مفاهیم، به جستجوی معانی عمیق زندگی و ضرورت تسلیم به حقیقت اشاره میکند و میخواهد بگوید که تنها با گذر از مراحل ابتدایی و فانی شدن در حق میتوان به درک ژرفتری از وجود دست یافت.