نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۹ - الحكایة و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش نوزدهم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

کرد عمرو قیس را مردی سؤال

گفت اگر فردا خدای ذوالجلال

سر بدوزخ در دهد ناگه ترا

در چه شغلی ره بود آنگه ترا

گفت برگیرم عصا و رکوهٔ

میزنم در گرد دوزخ خطوهٔ

زار میگویم که این زندان اوست

وین سزای آنکه اورا داشت دوست

دید آن شب حق تعالی را بخواب

کرد عمرو قیس را حالی خطاب

گفت هان ای بدگمان خلق آفرین

کی کند با دوستان خود چنین

دوستان آید بفردوسم دریغ

کی ز دوزخشان نهم بر حلق تیغ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

یک مرد از عمرو قیس سوال می‌کند که اگر فردا خداوند او را به دوزخ ببرد، چه کاری انجام خواهد داد. عمرو قیس پاسخ می‌دهد که هم‌چون عصا به دوزخ می‌رود و اعتراض می‌کند که اینجا جای کسانی است که خدا را دوست داشتند. در خواب، خداوند به عمرو قیس خطاب می‌کند و او را به بدگمانی نسبت به دوستان خداوند سرزنش می‌کند. خداوند می‌فرماید که نمی‌توان با دوستان چنین کرد و نمی‌توان آنها را به دوزخ فرستاد.