بخش ۳ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش دوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
کشتئی آورد در دریا شکست
تختهٔ زان جمله بر بالا نشست
گربه و موشی بر آن تخته بماند
کارشان با یکدگر پخته بماند
نه ز گربه بیم بود آن موش را
نه بموش آهنگ آن مغشوش را
هر دو تن از هول دریا ای عجب
در تحیر باز مانده خشک لب
زهرهٔ جنبش نه و یارای سیر
هر دو بیخود گشته نه عین و نه غیر
در قیامت نیز این غوغا بود
یعنی آنجا نه تو و نه ما بود
هیبت این راه کار مشکلست
صد جهان زین سهم پرخون دلست
هرکه او نزدیک تر حیران ترست
کار دوران پارهٔ آسان ترست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
کشتیای در دریا شکسته و تختهای از آن بر روی آب مانده است. روی این تخته گربه و موش گیر افتادهاند و هر کدام از دیگری در امان است. در وحشت از دریا، هر دو در حال سردرگمی و عدم حرکت هستند. به نوعی هر دو بیخبر و بیحرکت ماندهاند. این حکایت نشاندهنده حیرت انسانها در قیامت است که هیچکس خود را از دیگران جدا نمیبیند. در این مسیر دشوار، کساني که نزدیکتر هستند، حیرانترند و کار دنیا برای آنها لزوماً آسانتر نیست.