بخش ۶ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش بیستم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
کرد درویشی ز درویشی سؤال
کآرزویت چیست ای درویش حال
گفت از ملک دو عالم خشک و تر
ناچخی میبایدم اما دو سر
تا بیک سر وارهانم خویش را
وز دگر سر خواجهٔ درویش را
تا چو نه تو باشی و نه من پدید
حق شود بی ننگ ما روشن پدید
تا درین حضرت خودی میماندت
صد جهان پر بدی میماندت
زانکه گر موئی بماند از خودیت
هفت دوزخ پر برآید از بدیت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، درویشی از درویشی دیگر میپرسد که آرزویش چیست. درویش پاسخ میدهد که آرزویش رهایی از دو عالم خشک و تر است، به طوری که هیچ چیزی از خود باقی نگذارد. او میگوید که برای رسیدن به حقیقت الهی، باید از خودی بگذرد، زیرا اگر حتی ذرهای از خودی باقی بماند، عواقب بدی به دنبال خواهد داشت. در نتیجه، درویش بر این نکته تأکید میکند که باید حقیقت را بدون موانع خودی پیدا کرد تا از ننگ و بدی دور بماند.