بخش ۸ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش بیستم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بود مجنونی همیشه بی کلاه
برهنه سر میشدی دایم براه
سائلی گفتش که ای شوریده نام
برهنه سر از چه میباشی مدام
گفت سرپوشیده زن باشد نه مرد
این سؤال بد که تو کردی که کرد
گفت پایت از چه باری برهنهست
گفت ای احمق سری کو یک تنهست
چون برهنه میبود این سر مرا
پای ازو نبود گرامی تر مرا
چون درین ره پای و سر در باختی
قدر بی قدری خود بشناختی
خویشتن را در میان آوردنت
هست سودی با زیان آوردنت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، مجنون که همیشه برهنه سر میرود، به سوالی درباره دلیل برهنه بودنش پاسخ میدهد. او توضیح میدهد که سرپوشیده باید بر سر زنان باشد و برهنگی سر برای مردان طبیعی است. همچنین به این نکته اشاره میکند که پا خود را از سر مهمتر میداند و در نهایت بیان میکند که در این راه، انسان باید به ارزش واقعی خود پی ببرد و آگاهی از خود را مهمتر از ظواهر بداند.