نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۹ - الحكایة و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش بیستم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

در رهی میرفت شبلی دردناک

دید دو کودک در افتاده بخاک

زانکه جوزی در میان افتاده بود

هر دو را دعوی آن افتاده بود

هر دو از یک جوز میکردند جنگ

شیخ گفتا کرد میباید درنگ

تا من این جوز محقر بشکنم

پس میان هر دو تن قسمت کنم

جوز بشکست و تهی آمد میانش

برگسست آنجایگه آهی ز جانش

گشت بیمغزی خویشش آشکار

اشک میبارید و میشد بیقرار

هاتفی گفتش که ای شوریده جان

گر تو قَسّامی هلا قسمت کن آن

چو نهٔ صاحب نظر خامی مکن

بعد از این دعوی قَسّامی مکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شبلی در حین راه رفتن دو کودک را می‌بیند که بر سر یک دانه جوز با هم درگیر شده‌اند. او تصمیم می‌گیرد که جوز را بشکند و آن را میان آنها تقسیم کند. اما وقتی جوز را می‌شکند، خالی می‌شود و این باعث می‌شود که شبلی متوجه نادانی و بی‌خودیش شود. او احساس پشیمانی می‌کند و با اشک و تاسف به این نتیجه می‌رسد که نباید در دعواهای دیگران دخالت کند، به ویژه وقتی که خود دارای بینش و تجربه کافی نیست.