بخش ۲ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش بیست و یکم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
کشتئی افتاد در غرقاب سخت
بود در کشتی حریصی شور بخت
نقدش آهن بود خرواری مگر
بود با او همنشین مردی دگر
نقد این پرحواصل بود و بس
موج چون بسیار شد از پیش و پش
آنکه داشت آهن همه بر پشت بست
وین بدان پر حواصل بر نشست
عاقبت چون گشت آن کشتی خراب
مرد را افکند آن آهن در آب
وان دگر یک راه ساحل برگرفت
خوش خوشش پرحواصل برگرفت
ای شده عمری گران بار گناه
مینترسی پیش و پس آبی سیاه
بادلی چون آهن و باری گران
کی رسد کشتی ایمان با کران
گر ز دریا راه ساحل بایدت
بار چون پر حواصل بایدت
ورنه در غرقاب خون افتاده گیر
از گران باری نگون افتاده گیر
کار خود در زندگانی کن ببرگ
زانکه نتوان کرد کاری روز مرگ
این زمان دریاب کآسان باشدت
ور نه دشواری فراوان باشدت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، داستان مردی روایت میشود که در کشتیای گرفتار طوفان شده است. در کشتی، او تنها نیست و همسفری با بار سنگین دارد. این همسفر دارای بار پرحاصل و مفیدی است، اما مرد به خاطر داشتن باری گران (آهن) در نهایت غرق میشود. در حالی که همسفرش به ساحل میرسد و موفق به نجات خود میشود. شاعر به انسانها هشدار میدهد که در زندگی بار گناه و سنگینی نیاورند و به جای آن با ایمان و اعمال نیک گام بردارند تا در زمان مرگ دچار دردسر نشوند. او تأکید میکند که انسان با بار سنگین نمیتواند به مقصد برسد و زندگی را باید در زمان حیات اصلاح کرد.