بخش ۴ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش بیست و یکم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
آن وزیری را چو آمد مرگ پیش
کرد حیران روی سوی قوم خویش
گفت دردا و دریغا کز غرض
آخرت با خواجگی کردم عوض
زآرزوی این جهان میسوختم
لاجرم آن یک بدین بفروختم
میروم امروز جانی سوخته
رفته دنیا و آخرت بفروخته
ای دل غافل دمی بیدار شو
چند بد مستی کنی هشیار شو
رفتگان اندر نخستین منزلند
منتظر بنشسته و مستعجلند
بیش ازین در بند خودشان می مدار
چندشان فرمائی آخر انتظار
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، وزیر به مرگ نزدیک میشود و به فکر قوم خود میافتد. او از اینکه به خاطر خواستههای دنیوی خود، آخرت را فدای مقام و ثروت کرده است، حسرت میخورد. او میگوید که زندگیاش را صرف آرزوهای دنیوی کرده و حالا جانش را نیز در این راه باخته است. شاعر به دل انسانها هشدار میدهد که بیدار شوند و از خواب غفلت خارج شوند، زیرا کسانی که از دنیا رفتهاند در انتظارند و نباید تاخیر بیشتری در توجه به آخرت خود داشته باشند. در نهایت، او از مخاطب میخواهد که خود را از بند دنیا آزاد کنند و به فکر روزهای آینده باشند.