نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۱ - الحكایة ‌و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش بیست و دوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بود آن دیوانه دل برخاسته

وز غم بی نانیش جان کاسته

میگریست از غم که یک نانش نبود

چون نبودش نان غم جانش نبود

آن یکی گفتش که مگری ای نژند

کان خداوندی که این سقف بلند

بی ستونی در هوا بنهاد او

روزی تو هم تواند داد او

مرد مجنون گفت ای کاش این زمان

از برای محکمی آسمان

حق تعالی صد ستون بنهادهٔ

بی زحیری نان می میدادهٔ

نان خورش میباید و نانم کنون

من چه دانم آسمان بی ستون

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره مردی دیوانه است که به دلیل گرسنگی و نداشتن نان، غمگین و ناامید شده است. او گریه می‌کند از اینکه هیچ نانی ندارد و به همین دلیل احساس زندگی‌اش کم‌رنگ شده است. فردی دیگر به او دلگرمی می‌دهد و یادآوری می‌کند که خداوندی که آسمان را بدون ستون ساخته، می‌تواند روزی او را نیز بدهد. اما دیوانه می‌گوید ای کاش نزدیک این زمان، خداوند برای محکمت آسمان ستون‌هایی قرار می‌داد و نانش را بدون زحمت تأمین می‌کرد. او به این نتیجه می‌رسد که نان و خوراک برای زندگی‌اش ضروری است و نمی‌تواند در باره آسمانی بی‌ستون سخن بگوید، زیرا گرسنگی او را آزار می‌دهد.