نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴ - الحكایة ‌و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش بیست و دوم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بود آن دیوانهٔ در اضطرار

در مناجاتی شبی میگفت زار

کای خدا از تو نخواهم هیچ من

یا دهی یا ندهیم بشنو سخن

سخت در خود مانده ام جان در خطر

تا که از من این چه دادی واببر

این وجودم را که داری در زحیر

مینخواهم هیچ میگویم بگیر

هرچه از دیوانه آید در وجود

عفو فرمایند از دیوان جود

گرچه نبود نیک بپذیرند ازو

پس بچیزی نیک بر گیرند ازو

هر بد او را مراعاتی کنند

از نکو وجهی مکافاتی کنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، دیوانه‌ای در حال ندامت و اضطراب شبانه با خداوند صحبت می‌کند. او از خدا درخواست می‌کند که چیزی از او نخواهد و فقط به سخنانش گوش کند. او در وضعیت خطرناکی به سر می‌برد و به خدا می‌گوید که وجودش را نمی‌خواهد، بلکه خواهان عفو و بخشش است. او از خدا می‌خواهد که حتی اگر دیوانه‌وار سخن می‌گوید، سخنان او را بپذیرد و نیکی‌هایی در او را مد نظر قرار دهد. در نهایت، شاعر به مفهوم بخشش و رحمت خداوند می‌پردازد و بر اهمیت محبت و فهم نیکو در برخورد با دیگران تأکید می‌کند.