نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲ - الحكایة و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش بیست و پنجم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

شیر دین سفیان ثوری شمع شرع

گفت قوم خویش را کای جمع شرع

لذت و خوشّی خوردن در طعام

بیش چندان نیست کز لب تا بکام

این قدر ره صبر کن آسان بود

تا خوش و ناخوش ترا یکسان بود

میزنی بیهوده همچون سگ تگی

تو کئی در صورت مردم سگی

تا ترا یک استخوان آید بدست

عمر و جانت از دست شد ای سگ پرست

تو همای روح را ده استخوان

زانکه بس افسوس باشد سگ بدان

قوت مردان روح را جان دادنست

چیست قوت تو به سگ نان دادنست

ای به سگ مشغول گشته ماه و سال

چند خواهی بود با سگ در جوال

گر به امر سگ شوی در کار تیز

از سگان خیزی به روز رستخیز

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر از سفیان ثوری درباره اهمیت توجه به روح و معنویت در زندگی است. او به قوم خود می‌گوید که لذت خوردن طعام تنها خوشی کوتاهی است و نباید به آن دل خوش کرد. او تأکید می‌کند که صبر و اندیشه درباره زندگی از خوردن لذت‌های زودگذر مهم‌تر است. در شعر، او به تمثیل سگ می‌پردازد و می‌گوید که تمایل به لذت‌های دنیوی انسان را به موجودی پست تبدیل می‌کند. او هشدار می‌دهد که زندگی باید به‌جای مشغولیت به لذات مادی، به پرورش روح و جان معطوف شود. در نهایت، به سرنوشت کسانی که خود را در جاهلیت دنیا غرق می‌کنند اشاره می‌کند و آنها را به تفکر در مورد زندگی و معنای واقعی آن دعوت می‌نماید.