نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶ - الحكایة و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش بیست و پنجم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

در رهی می‌شد سنایی بی‌قرار

دید کناسی شده مشغول کار

سوی دیگر چون نظر افکند باز

یک مؤذن دید در بانگ نماز

گفت‌ نیست این کار خالی از خلل

هر دو را می‌بینم اندر یک عمل

زآنکه هست این بی‌خبر چون آن‌دگر

از برای یک‌دو من نان کارگر

چون برای نان است کار این دو خام

هر دو را یک کار می‌بینم مدام

بلکه این کناس در کار است راست

وآن مؤذن غرهٔ روی و ریا‌ست

پس درین معنی بلاشک ای عزیز

از مؤذن به بود کناس نیز

تا تو با نفسی و شیطانی ندیم

پیشه خواهی داشت کناسی مقیم

گر درخت دیو از دل برکنی

جانت را زین بند مشکل برکنی

ور درخت دیو می‌داری به‌جای

با سگ و با دیو باشی هم‌سرا‌ی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، سنایی به مشاهده دو فرد مشغول به کار می‌پردازد: یکی کناسی (فروشنده) و دیگری مؤذنی که در حال اعلام وقت نماز است. او می‌گوید که هر دو برای نان و معاش خود کار می‌کنند، اما در حقیقت، کار مؤذن آکنده از ریا و تظاهر است. سنایی به این نتیجه می‌رسد که اگرچه هر دو در یک عمل مشغول‌اند، اما نیت و صداقت آن‌ها متفاوت است. او تأکید می‌کند که تا زمانی که انسان با نفس و شیطان خود درگیر باشد، مانند کناس خواهد بود. اگر انسان بتواند موانع درونی را کنار بزند و دیو درون را از دل برکند، می‌تواند به حقیقت و صداقت دست یابد. در غیر این صورت، اگر دیو را در دل نگه دارد، در کنار آن، با ریا و نفاق زندگی خواهد کرد.