بخش ۱۱ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش سیهم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
شد جوانی پیش پیری نامدار
دید او را کرده در کنجی قرار
بود تنها هیچکس با او نبود
یک نفس یک همنفس با او نبود
گفت تنها مینگردی تنگدل
پیر گفتش ای جوان سنگدل
با خدای خویش دایم در حضور
چون توان شد تنگدل از پیش دور
هرکه او با همدم خود همبرست
یک دم از ملک دو کونش خوشترست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، جوانی با پیری نامدار برخورد میکند که در گوشهای نشسته و تنهاست. جوان از او میپرسد چرا تنها و غمگین است، و پیر به او میگوید که او همیشه در حضور خداوند است و این باعث میشود که غم و دلتنگی را از خود دور کند. پیر به جوان میآموزد که هرکس با همراه خود باشد، بهتر است و یک لحظه در کنار عزیزانش شیرینتر از همهچیز است.