بخش ۲ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش سی و چهارم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
آن سگی مرده براه افتاده بود
مرگ دندانش ز هم بگشاده بود
بوی ناخوش زان سگ الحق میدمید
عیسی مریم چو پیش او رسید
همرهی را گفت این سگ آن اوست
و آن سپیدی بین که در دندان اوست
نه بدی نه زشت بوئی دید او
و آن همه زشتی نکوئی دید او
پاک بینی پیشه کن گر بندهٔ
پاک بین گر بندهٔ بینندهٔ
جمله را یک رنگ و یک مقدار بین
مار مهره بین نه مهره ماربین
هم نکوئی هم نکوکاری گزین
مهربانی و وفاداری گزین
گر خدا را میشناسی بنده باش
حق گزار نعمت دارنده باش
نعمت او میخوری در سال و ماه
حق آن نعمت نمیداری نگاه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به تمثیلهای اخلاقی و معنوی اشاره دارد. در ابتدای شعر، درباره سگی مرده صحبت میشود که بوی ناخوش آن به مشام میرسد. وقتی عیسی مریم به آن سگ نزدیک میشود، به همراهش میگوید که باید به زیبایی و خوبیها نگاه کند و نه به زشتی. پیام اصلی شعر این است که انسان باید دید پاک و نیکو داشته باشد و دیگران را با یک چشم ببیند. همچنین بر اهمیت محبت، وفاداری و شکرگزاری از نعمتهای الهی تأکید میشود. در نهایت، شاعر میخواهد که بندگان خدا، نعمتها را با شکر و حقشناسی بپذیرند.