نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴ - الحكایة و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش سی و چهارم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

گشت پیدا یک کبوتر نازنین

رفت موسی را همی در آستین

از پسش بازی درآمد سرفراز

گفت ای موسی بمن ده صید باز

رزق من اوست ازمنش پنهان مدار

لطف کن روزی من با من گذار

گشت حیران موسی عمران ازین

میتوان شد ای عجب حیران ازین

گفت این یک را امانم حاصل است

واندگر یک گرسنست این مشکلست

زینهاری پیش دشمن چون کنم

هست دشمن گرسنه من چون کنم

گفت اکنون هیچ دیگر بایدت

گوشتت یا این کبوتر بایدت

باز گفتا گوشتی گر باشدم

راضیم به از کبوتر باشدم

کز لکی خواست از پی مهمان خویش

تا ببرد پارهٔ از ران خویش

باز چون گشت ای عجب واقف زراز

شد فرشته صورت و گم گشت باز

گفت ما هر دو فرشته بودهایم

تا ابد از خورد و خفت آسودهایم

لیک ما را حق فرستاد این زمان

تا کند معلوم اهل آسمان

شفقت تو درامانت داشتن

رحمت تو در دیانت داشتن

هرکرا چشمی بشفقت باز شد

در حریم قرب صاحب راز شد

عفو آمد مذهبش تا بود او

بی کرم یک دم نمیآسود او

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، داستانی از موسی و کبوتر نازنینی روایت می‌شود که در آستین موسی پنهان شده است. کبوتر از موسی می‌خواهد که او را به عنوان روزی خود نپنهاند و از او می‌خواهد که به او کمک کند. موسی از این موضوع متحیر می‌شود و نمی‌داند چگونه به این درخواست پاسخ دهد، به ویژه با توجه به اینکه دشمنانی دارد که گرسنه‌اند. کبوتر به موسی می‌گوید که باید بین گوشت خودش و کبوتر یکی را انتخاب کند. در نهایت، کبوتر reveals می‌کند که هر دو آنها فرشته هستند و آمده‌اند تا از رحمت موسی و شفقت او مطلع شوند. این داستان به نوعی به مفهوم رحمت، شفقت و ارتباط با خدا اشاره دارد و نشان می‌دهد که چگونه عمل نیک بر زندگی انسان تأثیر می‌گذارد.