بخش ۹ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش سی و چهارم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
شد جوانی را حج اسلام فوت
از دلش آهی برون آمد بصوت
بود سفیان حاضر آنجا غم زده
آن جوان را گفت ای ماتم زده
چار حج دارم برین درگاه من
میفروشم آن بدین یک آه من
آن جوان گفتا خریدم و او فروخت
آن نکو بخرید وین نیکو فروخت
دید آن شب ای عجب سفیان بخواب
کآمدی از حق تعالیش این خطاب
کز تجارت سود بسیار آمدت
گر بکاری آمد این بار آمدت
شد همه حجها قبول از سود تو
تو زحق خشنود و او خشنود تو
کعبه اکنون خاک جان پاک تست
گر حجست امروز برفتراک تست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این اشعار، جوانی در حال فوت حج خود به یاد آوری از جمله سفر حج به دل میآورد و همچنین شاهد غم و اندوه سفیان است. سفیان به او میگوید که چهار حج در پیش دارد و میتواند آنها را به یک آه او بفروشد. جوان با میل و تمایل این حجها را میخرد. در خواب، سفیان از جانب خداوند پیامی دریافت میکند که نشان میدهد این تجارت او با جوان سودمند بوده و همه حجهای او پذیرفته شده است. در نهایت، به اهمیت ارتباط معنوی با خدا و روح حج اشاره شده و آن را به عنوان پاکی جان معرفی میکند.