بخش ۲ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش سی و پنجم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
مصطفی چون آمد از معراج در
وام میخواست از جهودی جومگر
از برای قوت جو میخواستش
وان جهود سگ گرو میخواستش
هر دو عالم دید آن شب ارزنی
روز دیگر جو نبودش یک منی
لاجرم چون این و آن یکسانش بود
هر دو عالم زیر یک فرمانش بود
ضعف ایمان باشدت ای ناتوان
تو چه دانی سر فقر شب روان
جان آدم نیز سر فقر سوخت
هشت جنت را بیک گندم فروخت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، مصطفی پس از بازگشت از معراج، برای قوت و غذا از یک یهودی درخواست میکند، اما او به جای جو، خواستار گندم میشود. این شعر به یک بینش عمیق اشاره دارد که نشان میدهد همه چیز زیر یک نظام و فرمان قرار دارد و فقر و ضعف ایمان از نشانههای ناتوانی انسان است. در نهایت، اشاره میشود که جان آدمی نیز در جستجوی فقر سوخته و برای به دست آوردن بهشت، حتی به قیمت چیزهای کمارزشتر، آماده است.