بخش ۸ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش سی و پنجم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بود درویشی بغایت غم زده
آن یکی گفتش که ای ماتم زده
غم به در کن زآنکه من هم کرده ام
گفت چندین غم نه من آورده ام
این زمان من روز و شب در ماتمم
کآن تواند برد کآورد این غمم
این همه غم کز دل پرخون خورم
چون نه من آورده ام من چون برم
من ندانم هیچ غم در روزگار
چون فراق و سخت تر زین نیست کار
گم شود صد عالم غم باتفاق
در بر یک ذرهٔ غم از فراق
ذرهٔ تا هستی خویشت بود
صد فراق سخت در پیشت بود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، درویشی غمگین دربارهی درد و رنج خود سخن میگوید. او به یک شخص دیگر که خواسته غم او را کم کند، میگوید که غمش نه از خود او، بلکه ناشی از فراق و جدایی است. او به شدت از این درد رنج میبرد و بیان میکند که هیچ غمی به اندازهی غم جدایی سخت نیست. درویش احساس میکند که این غم به قدری عمیق است که هیچ چیزی نمیتواند آن را کاهش دهد. او به این نتیجه میرسد که وجود یک ذره غم از جدایی میتواند بر تمام دنیا غم و اندوه بیفزاید.