نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲ - الحكایة ‌و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش سی و هفتم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

شد مگر معشوق طوسی ناتوان

در عیادت رفت پیشش یک جوان

فاتحه آغاز کرد آنجایگاه

تا دمد بادی بران مجنون راه

گفت اگر دادم بخواهی داد تو

چون بخوانی بر حق افکن داد تو

هیچ درخور نیست این درویش را

جمله او را بایدم نه خویش را

هرچه هست و بود خواهد بود نیز

هست اورا جمله زیبا و عزیز

نقد بود آنجا همه چیزی ولیک

بندگی و ذل میبایست نیک

لاجرم در قالب آدم دمید

بندگی رادر خداوندی کشید

شور در بازار عالم اوفکند

جملهٔ‌آفاق در هم اوفکند

صد جهان بد پر خداوندی بزور

از جهان بندگی برخاست شور

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به موضوع عشق و بندگی پرداخته است. جوانی به عیادت معشوق ناتوان طوسی می‌رود و در این ملاقات، فاتحه‌ای می‌خواند. او بیان می‌کند که اگر بخواهد، می‌تواند درخواست خود را به خدا می‌برد، اما در نهایت می‌فهمد که بندگی و اطاعت از خداوند برتر از هر چیزی است و باید در نهایت تسلیم او باشد. این موضوع در نهایت به شور و شوقی در عالم وجود منجر می‌شود و نشان‌دهنده اهمیت عشق و بندگی در زندگی انسانی است.