بخش ۳ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش سی و هشتم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بلعمی کو مرد عهد خویش بود
چارصد سالش عبادت بیش بود
کرده بود او چار صد پاره کتاب
جمله در توحید و در رفع حجاب
چارصد روز و شبش در یک سجود
غرقه کرده بود دریای وجود
یک شب از شبها شبی بس سهمگین
روی خود برداشت از خاک زمین
صد دلیل نفی صانع بیش گفت
شمع گردون را خدای خویش گفت
روی خویش آورد سوی آفتاب
سجده کردش صار کلب من کلاب
عقل چون از حد امکان بگذرد
بلعمی گردد زایمان بگذرد
عقل در حد سلامت بایدت
فارغ از مدح و ملامت بایدت
گرتو عقل ساده مییابی ز خویش
از چنان صد عقل دم بریده بیش
گرچه عقلت ساده باشد بی نظام
لیک مقصود تو گرداند تمام
دورتر باشد چنین عقل از خطر
وی عجب مقصود یابد زودتر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن درباره بلعمی صحبت میشود که مردی بسیار عبادتگزار و دانشمند بوده است. او در طول چهارصد سال، چهارصد کتاب در زمینه توحید نوشته و مدتی طولانی را در عبادت گذرانده است. در یک شب خاص، به تجربهای عمیق دست مییابد که او را به نقد وجود خالق وادار میکند و به شمع گردون به عنوان خدای خود اشاره میکند. او سعی میکند عقل خود را در مسیری صحیح هدایت کند و از تعصبات و انتقادات آزاد باشد. در نهایت به این نتیجه میرسد که عقل ساده و بینظم نیز میتواند به هدف غایی نزدیکتر شود.