نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲ - الحكایة و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش سی و هشتم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

چون سکندر با حکیم و با خفیر

ماند اندر غار تاریکی اسیر

هیچکس البته ره نشناخت باز

جمله درماندند و شد کاری دراز

متفق گشتند آخر سر بسر

تا خری در پیش باشد راهبر

پیش در کردند خر تا راه برد

جمله را زآنجا به لشگرگاه برد

ای عجب ایشان حیکمان جهان

با خبر از سر پیدا و نهان

در چنان ره راهبرشان شد خری

تا به حکمت لاف نزند دیگری

چون نمود آن قوم را اسرار خویش

گفت ای بی حاصلان کار خویش

گرچه هر یک مرد پیش اندیش بود

از شما باری خری در پیش بود

چون خری از عاقلان افزون بود

دیگران را کاردانی چون بود

عقل اگر جاهل بود جانت برد

ور تکبر آرد ایمانت برد

عقل آن بهتر که فرمان بر شود

ورنه گر کامل شود کافر شود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، داستان سکندر و حکیمان و خفیران او روایت می‌شود که در یک غار تاریک گرفتار می‌شوند و هیچ‌کس نمی‌تواند راه نجات را پیدا کند. در نهایت تصمیم می‌گیرند که یک خر را به عنوان راهبر خود انتخاب کنند تا آن‌ها را به لشکرگاه برساند. این امر به آن‌ها یادآوری می‌کند که حتی اگر فردی به نظر عاقل بیاید، بدون راهنمایی مناسب و عقل عملی ممکن است به بن‌بست برسد. در نهایت، بر اهمیت تواضع و وجود عقل عملی تأکید شده و ذکر می‌شود که اگر عقل انسان جاهل شود، ممکن است او را به خطر بیندازد.