بخش ۵ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش سی و هشتم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
در بر دیوانهٔ شد عاقلی
دید آن دیوانه را غمگین دلی
گفت غمگین از کهٔ گفت از خدای
کز غم او می ندانم سر ز پای
میبترسم زو و گر دیدن بود
جمله را زو روی ترسیدن بود
چون نترسند از کسی خلقان همه
کو چو گرگان را دهد سر در رمه
تا شبان بنشیند و ماتم کند
چه عجب گر از چنین کس غم کند
کرد امروزم چنین شوریده دین
تا چه خواهد کرد با من بعد ازین
ای عجب دیوانه نیز از بیم او
میکند چون عاقلان تسلیم او
بیم او چون دل شکافی میکند
عقل را از عقل صافی میکند
تا زهیبت عقل مجنون میرود
وز جنون خویش در خون میرود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، عاقلی دیوانهای را میبیند که غمگین است و از او میپرسد که چرا غمگینی. دیوانه میگوید که غمش به خاطر خداست و از آن میترسد. عاقل از این میترسد که نکند خداوند هم او را در این حال رها کند. او تعجب میکند که حتی دیوانه هم از خدا میترسد و تسلیم اوست. این ترس و تسلیم دیوانه، عقل را تحت تأثیر قرار داده و نشان میدهد که حتی در جنون، فرد میتواند از یک نیروی بالاتر بترسد و تسلیم آن شود. شاعر به نوعی بیان میکند که خداوند برای همه انسانها، حتی دیوانگان، موضوعی اساسی برای ترس و تسلیم است.