نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲ - الحكایة و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش چهارم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

چون برآمد جان باقی از خلیل

باز پرسیدش خداوند جلیل

کای ز کل خلق نیکو بخت تر

در جهان چه چیز دیدی سخت تر

گفت اگر کشتن پسر را سخت بود

در سقر دیدن پدر را سخت بود

در میان آتشم انداختی

روزگاری با بلا درساختی

گر بسی سختی و پیچاپیچ بود

در بر جان دادن آنها هیچ بود

حق تعالی کرد سوی او خطاب

گفت اگر جان دادنت آمد عذاب

از پس جان دادن و مردن ز خویش

هست چندان سختی زاندازه بیش

کانکه را شد نقد افتادن درو

راحت روحست جان دادن درو

چون چنین در کار مشکل ماندهٔ

روز و شب بهر چه غافل ماندهٔ

چارهٔ این کار مشکل پیش گیر

راه بر مرگست منزل پیش گیر

ترک دنیا گیر و کار مرگ ساز

راه بس دورست ره را برگ ساز

زانکه دنیا گر همه بر هم نهی

باز مانی عاقبت دستی تهی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن بیانگر مکالمه‌ای است میان حضرت خلیل (حضرت ابراهیم) و خداوند. خداوند از او می‌پرسد که در دنیا چه چیز را دشوارترین دیده است. خلیل در پاسخ می‌گوید که دشوارتر از کشتن پسرش، دیدن پدرش در جهنم است. او به سختی‌های زندگی‌اش اشاره می‌کند و می‌گوید که با گذر زمان به آن‌ها عادت کرده است. سپس خداوند به او می‌فرماید که پس از جان دادن و مرگ، سختی‌های بیشتری وجود دارد که او از آن‌ها بی‌خبر است و جان دادن در واقع راحتی روح است. در پایان، خداوند به خلیل توصیه می‌کند که به فکر مرگ باشد و از دنیا فاصله بگیرد، زیرا در نهایت آدمی بدون هیچ دستاوردی از دنیا می‌رود.