نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵ - الحكایة و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش چهلم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

برفتاد از جان خرقانی نقاب

دید آن شب حق تعالی را بخواب

گفت الهی روز و شب در کل حال

جستمت پیدا و پنهان شصت سال

بر امیدت ره بسی پیموده ام

طالب تو بوده ام تا بوده ام

از وجود من رهائی ده مرا

نور صبح‌ آشنائی ده مرا

حق تعالی گفت ای خرقانیم

گر بسالی شصت تو میدانیم

یا بسالی شصت چه روز و چه شب

کردهٔ بر جهد خود ما را طلب

من در آزال الازال بی علتیت

کرده ام تقدیر صاحب دولتیت

هم در آزال الازل هم در قدم

در طلب بودم ترا تو در عدم

بوده ام خواهان تو بیش از تو من

در طلب بودم ترا پیش از تو من

این طلب کامروز از جان توخاست

نیست هیچ آن تو جمله آن ماست

گر طلب ازما نبودی از نخست

کی ز تو هرگز طلب گشتی درست

چون کشنده هم نهنده یافتی

خویش را بیخویش زنده یافتی

لاجرم جاوید شمع دین شدی

در امانت مرد عالم بین شدی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعرگونه درباره تجربه‌ای معنوی و جستجوی خداوند توسط شخصیت خرقانی است. او در خواب، خداوند را می‌بیند و از او می‌خواهد که او را از محدودیت‌های وجودش رهایی بخشد و نور آگاهی را به او عطا کند. خداوند پاسخ می‌دهد که شصت سال است که او را جستجو می‌کند و در حقیقت، این جستجو همیشه وجود داشته و او بیش از خرقانی خواهان او بوده است. در نهایت، بیان می‌شود که این جستجو باید از درون آغاز شود و کل وجود انسان در پی یافتن حقیقت و ارتباط با خداست. خرقانی به عنوان یک شمع در تاریکی، به نور دین و آگاهی دست می‌یابد.