نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۱ - الحكایة و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش چهلم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

خطبهٔ در نعت و توحید خدای

کرده بود انشا بزرگی رهنمای

سجع بود آن خطبه رنجی برده بود

پیش شیخ کرکان آورده بود

چون بخواند آن خطبه را در پیش او

خواست تحسین طبع دوراندیش او

شیخ گفتا بر دلم صد غم نهاد

آن دل بیکار کاین برهم نهاد

هر که دل زنده ست در سودای دین

نبودش بی هیچ شک پروای این

یک نشان مرد بیکار این بود

شغل مشغولان پندار این بود

مرد را آن خطبه بر دل سرد شد

خجلتش آورد و رویش زرد شد

حال من با این کتاب اینست و بس

حجت بیکاری دینست و بس

چند گوی آخر ای دل تن بزن

نفس را خاموش کن گردن بزن

چند شعر چون شکر گوئی تو خوش

همچو بادامی زفان در کام کش

پنبه را یکبارگی برکش ز گوش

در دهن نه محکم و بنشین خموش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، شاعر به بیان احساسات خود درباره خطبه‌ای که در وصف خداوند و توحید نوشته شده، می‌پردازد. او از تأثیر عمیق این خطبه بر قلب و دل خود سخن می‌گوید و بیان می‌کند که این کلمات بر دلش غم می‌نهد و او را خجل می‌کند. شاعر اشاره دارد که هر کسی که دل زنده‌ای داشته باشد، در پی دین دیگر نگرانی نخواهد داشت. همچنین به نوعی انتقاد از بیکاری و عدم مشغولیت در کارهای معنوی دارد. او در نهایت به خود می‌گوید که باید سکوت کند و از زیاده‌گویی بپرهیزد تا به حقیقت برسد. به طور کلی، متن بر رابطه بین دین، خلوص نیت و اهمیت عمل تأکید دارد.