بخش ۴ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش ششم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
باغبانی سه خیار آورد خرد
تحفه را پیش نظام الملک برد
خورد یک نوباوه را حالی نظام
پس دوم خورد و سوم هم شد تمام
بودش از هر سوی بسیار از کبار
او نداد البته کس را زان خیار
باغبان راداد سی دینار زر
مرد خدمت کرد و بیرون شد بدر
پس زفان بگشاد در مجمع نظام
گفت خوردم این سه نوباوه تمام
پس ندادم هیچکس را از کبار
زانکه هر سه تلخ افتاد آن خیار
میبترسیدم که گر گوید کسی
آن جگر خسته برنجد زان بسی
خوردم آن تنها و برخویش آمدم
یک زمان من نیز درویش آمدم
پیشوایانی که سر افراشتند
پیش ازین یارب چه رحمت داشتند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره باغبانی است که سه خیار به نظام الملک هدیه میآورد. پس از آنکه نظام الملک یکی یکی خیارها را میخورد، دریافت که هر سه خیار تلخ بودهاند و از این رو از دادن آنها به دیگران خودداری میکند. او از ترس اینکه اگر به کسی بگوید، ممکن است به دل بخورد، تصمیم میگیرد که تنها خودش آنها را بخورد. در پایان، او احساس فقر و درویشی میکند و به پیشوایانی که پیش از این مقام و قدرت داشتند، انگار یادآوری میکند که آنها هم روزی رحمت داشتهاند.