نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵ - الحكایة و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش ششم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

داد محمود آن یکی را مال خویش

کرد او را سرور عمال خویش

رفت مرد و مال او جمله بخورد

بعد از آن در گوشهٔ بنشست فرد

شاه چون از کار او آگاه شد

گفت تا برخاست پیش شاه شد

شاه گفت ای بی خبر از حال من

از چه خوردی تو پلید این مال من

گفت بر پشتی آن خوردم که شاه

مال دارد بی قیاس اینجایگاه

من ندارم هیچ تو داری بسی

نیستی چون من تو محتاج کسی

چون بدان محتاج بودم خورده شد

کار بر پشتی فضلت کرده شد

گر ببخشی میتوانی من کیم

ور بگیری هم تو دانی من کیم

شاه را دل خوش شد از گفتار او

عفو کرد ودر گذشت از کار او

حجت دین گر سجل میبایدت

رحمتی دایم ز دل میبایدت

کم نهٔ آخر ز فرعون لعین

رحمتش بر زیردستان می ببین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، داستان مردی را روایت می‌کند که از مال شاه استفاده کرده و به او خورده است. وقتی شاه از این موضوع باخبر می‌شود، مرد با توجیهی به شاه توضیح می‌دهد که او نیازمند بوده و شاه مال زیادی دارد. در نهایت، شاه از سخنان او دل‌خوش می‌شود و او را می‌بخشد. این متن به اهمیت رحمت و بخشش در رفتار با زیر دستان اشاره دارد، حتی اگر فردی مانند فرعون باشد.