بخش ۶ - فی التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش هفتم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بامدادی شهریار شاد کام
داد بهلول ستمکش را طعام
او بسگ داد آن همه تا سگ بخورد
آن یکی گفتش که هرگز این که کرد
از چنین شاهی نداری آگهی
چون طعام او سگان را میدهی
این چنین بی حرمتی کردن خطاست
کار بی حرمت نیاید هیچ راست
گفت بهلولش خموش ای جمله پوست
گر بدانندی سگان کاین آن اوست
سر بسوی او نبردندی بسنگ
یعلم اللّه گر بخوردندی ز ننگ
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در یک صبح، شهریار با دلخوشی به بهلول ستمکش غذا میدهد، اما او به سگها نیز غذا میدهد. یکی از حاضرین به او میگوید که این کار ناپسند است و نباید به سگها اینگونه بیحرمتی کند. بهلول به او پاسخ میدهد که اگر سگها میدانستند که صاحبشان چه کسی است، هرگز سر به سوی او نمیبردند. این بیان نشاندهندهی بدی و بیاحترامی رفتار شهریار است.