نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲ - الحكایة و التمثیل عطار

عطار نیشابوری / بخش هشتم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

گفت چون صحرا همه پربرف گشت

رفت ذوالنون در چنان روزی بدشت

دید گبری را ز ایمان بی خبر

دامنی ارزن درافکنده بسر

برف میرفت و بصحرا میدوید

دانه میپاشید و هرجا میدوید

گفت ذوالنونش که ای دهقان راه

از چه میپاشی تو این ارزن پگاه

گفت در برفست عالم ناپدید

چینه مرغان شد این دم ناپدید

مرغکان را چینه پاشم این قدر

تا خدا رحمت کند بر من مگر

گفت ذوالنونش که چون بیگانهُ

کی پذیرد تو مگر دیوانهٔ

گفت اگر نپذیرد این بیند خدا

گفت بیند گفت بس باشد مرا

رفت ذوالنون سوی حج سالی دگر

بر رخ آن گبر افتادش نظر

دید او را عاشق آسا در طواف

گفت ای ذوالنون چرا گفتی گزاف

گفتی آن نپذیرد و بیند ولیک

دید و بپسندید و بپذیرفت نیک

هم مرا در آشنائی راه داد

هم مرا جان ودلی آگاه داد

هم مرا در خانهٔ خود پیش خواند

هم مرا حیران راه خویش خواند

هست در بیت اللهم همخانگی

باز رستم زان همه بیگانگی

زان سخن حالی بشد ذوالنون ز جای

گفت ارزان میفروشی ای خدای

گبری چل ساله چون از گردنش

می بیندازی بمشتی ارزنش

دوستی خود بدشمن میدهی

این چنین ارزان به ارزن میدهی

هاتفی در سر او آواز داد

کانکه او را خواند حق یا باز داد

گر بخواندش نه بعلت خواندش

ور براندش نه بعلت راندش

کار خلقست آنکه ملت ملتست

هرچه زان درگه رود بی علتست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این داستان، ذوالنون در روزی برفی به دشت می‌رود و مردی را می‌بیند که دانه‌های ارزن را در برف پاشیده و تلاش می‌کند تا پرندگان را تغذیه کند. ذوالنون از او می‌پرسد که چرا این کار را انجام می‌دهد و مرد پاسخ می‌دهد که به امید رحمت خداوند این دانه‌ها را می‌پاشد. ذوالنون به او می‌گوید که فایده‌ای ندارد، چون کسی که به خداوند اعتقاد ندارد، نمی‌تواند پذیرای او باشد. اما مرد باور دارد که خداوند این عمل او را می‌بیند و می‌پذیرد. سال بعد، ذوالنون در حال طواف خانه خدا مردی را می‌بیند که به او اعتنا کرده و پس از این که دید و پسندید، او را نزد خود می‌خواند. سپس ذوالنون به این فکر می‌کند که چطور خداوند به کسی که از ایمان بی‌بهره است، این گونه رحمت می‌دهد و او را با خود می‌خواند. این نشان می‌دهد که محبت و رحمت الهی شامل حال همه انسان‌ها می‌شود، و پذیرش خداوند به ایمان بستگی ندارد. در نهایت، پیام اصلی این است که محبت الهی فراتر از ملتها و باورها می‌رود.