بخش ۴ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش هشتم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بود مردی چست خوش خوش نام او
حق تعالی کرده نامش دام او
گر کسی در جانش آتش میزدی
او نرنجیدی و خوش خوش میزدی
خانهٔ بودش فرو افتاد پاک
ماند فرزند و زنش در زیر خاک
ایستاده بود خوش خوش برکنار
وانگهی میگفت خوش خوش اینت کار
چون همه چیزی ز پیشان دید او
قول خوش خوش گفتن آسان دید او
گر چو خوش خوش خوش نبینی هر چه هست
خوش خوشی در ناخوشی افتی بشست
گر شود همچون زمین پست آسمان
تو خوشی خود طلب کن از میان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در یک زمان مردی خوشحال و شاد وجود داشت که نامش برکت خداوند بود. او در مواجهه با مشکلات و ناراحتیها هرگز غمگین نمیشد و همیشه خوشحال بود. خانهاش خراب شد و تنها فرزند و همسرش زیر خاک ماندند، اما او در کنار این مصیبت، همچنان به شادی و خوشی میپرداخت و میگفت که این نیز بخشی از زندگیاست. او به خوبی متوجه شد که خوشی واقعی در دلخوشی و آرامش است، حتی در سختیها و ناگواریها. اگر در زندگی خود شیرینیها و خوشیها را نبیند، دچار ناامیدی و ناراحتی خواهد شد. در نهایت، او به ما یادآور میشود که باید در هر شرایطی به دنبال خوشی درونی خود باشیم.