بخش ۳ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش هشتم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بود خوش دیوانهٔ در زیر دلق
گفت هر چیزی که در وی ماند خلق
علتست و من چو هستم دولتی
میرسم از عالم بی علتی
از ره بی علتیم آورده اند
در جنون دولتیم آورده اند
لاجرم کس را به سرّم راه نیست
از جنونم هیچ جان آگاه نیست
هرکه در بی علتی حق فتاد
در خوشی جاودان مطلق فتاد
هرچه دید و هرچه بر وی رفت نیز
خوش شمرد آن جمله چون جان عزیز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره دیوانگی و حالتهای خاصی است که انسان در آن میتواند به نوعی از آزادگی و بیعلتی برسد. شاعر بیان میکند که این نوع دیوانگی منبعی از خوشبختی و سعادت است و او در این حالت به دولتی میرسد که هیچکس نمیتواند به آن وارد شود. همچنین اشاره دارد که در این حالت، انسان از تمام علل و اسباب آگاهی پیدا نمیکند و به نوعی گمشدهای از خود را پیدا میکند. در نهایت، هر کسی که به این حالت بیعلتی دست یابد، به آرامش و خوشی مطلق دست پیدا خواهد کرد و تمام تجربیاتش را ارزشمند و عزیز میشمارد.