بخش ۷ - الحكایة و التمثیل عطار
عطار نیشابوری / بخش نهم / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
بر پلی میشد نظام الملک شاد
چشم او ناگه بزیر پل فتاد
بیدلی در سایهٔ پل رفته بود
فارغ از هر دو جهان خوش خفته بود
گفت اگر عاقل اگر آشفتهٔ
هرچه هستی فارغ و خوش خفتهٔ
بیدل دیوانه گفتش ای نظام
کی دو تیغ آید بهم در یک نیام
ملک دنیا هست دین میبایدت
آن همه داری و این میبایدت
گر ترا دین باید از دنیا مناز
هردو با هم راست ناید کژ مباز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، نظام الملک شاد بر پل در حال عبور بود که ناگهان چشمش به زیر پل افتاد و بیدل دیوانهای را دید که بیخیال و خوشحال خوابیده است. بیدل به او میگوید که اگر عاقل یا آشفته هستی، بهتر است بیخیال باشی و خوشحال بمانی. بیدل سپس به نظام میگوید که نمیتوان دو چیز متضاد را در یک زمان در کنار هم داشت و یادآوری میکند که برای دستیابی به خوشبختی، باید دین و دنیا را در کنار هم داشت، زیرا هیچ کدام به تنهایی کافی نیستند.