بخش ۱۱ - غزل عطار
عطار نیشابوری / نزهت الاحباب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای پر آتش داشته پیوسته دل
هر شکایت کان ز ما داری بهل
بار عشق روی ما برجان منه
تا نگردی در غم هجران خجل
چشم راهی میکشم زوتر بیا
العجل ای یار زیبا العجل
پای ما چون سرو بستان ز انتظار
هست یا سودات تا زانو بگل
با صبا همراه شو هنگام صبح
گر شکایت نیستت ازما بدل
بر سر پیمان و عهدت آمدم
تا نگوئی دیگرم پیمان گسل
متصل میباش با ما روز و شب
راز دار ما شو و شو متصل
روی من میبینی که از خوبی گذشت
از جمال خوبرویان چگل
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و انتظار برای معشوق سخن میگوید. او از دل پرآتش خود و شکایتهایی که از او دارد، سخن میگوید و از معشوق میخواهد که زودتر بیاید و او را در بین غم هجران رها کند. شاعر به عشق و پیمانی که با معشوق بسته اشاره کرده و از او میخواهد که در کنار او بماند و رازدارش باشد. همچنین زیبایی معشوق را تحسین کرده و از آن به عنوان دلیلی برای شوق و انتظار خود یاد میکند. در نهایت، او امید دارد که عشقشان پایدار بماند.