نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۹ - غزل عطار

عطار نیشابوری / نزهت الاحباب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

هی که را رنگی بود بی کر و فر

بیشکی هر کس برو دارد نظر

و آن کس را کاتشی در جان بود

آتشش در جان چه باشد کارگر

ترک چشمی هر کرا زد ناوکی

دارد از دست زمانه در جگر

هرچه من با عاشقان کردم بجور

گردش ایام آوردش بسر

من چنین در آتش از کردار خویش

بلبل بیچاره از من بی خبر

ای صبای خوش نسیم آخر بدم

باد سردی بر من و گرمی ببر

این بگفت و گشت خامش تا برفت

از وجود نازنینش جان بدر

گر تو داری خاطر عطاروش

باشی از فیض خدا صاحب نظر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف حالاتی می‌پردازد که ناشی از عشق و غم است. او از تأثیر عشق و نگاه‌های معشوق بر دل‌ها سخن می‌گوید و اشاره می‌کند که هر کسی به نوعی در معرض جاذبه‌ها و زخم‌های عشق قرار دارد. شاعر خود را در آتش عشق می‌بیند و احساس می‌کند که این آتش بر او تأثیرگذار است، بی‌خبر از زندگی و مشکلاتش. او از نسیم خوش یاد می‌کند و می‌خواهد که از این سردی و گرمی احساسات رهایی یابد. در انتها، به فیض الهی و قدرت عشق اشاره می‌کند که می‌تواند انسان را صاحب نظر سازد.