بخش ۳ - غزل عطار
عطار نیشابوری / نزهت الاحباب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
ای سرو سردار خوبان جهان
الامان از دست عشقت الامان
سخت زارم در فراق روی تو
رحمتی کن بر من ای جان جهان
گر تو جان خواهی روان بخشم ترا
زانکه تو جانی و من زنده بجان
صبر بی رویت ندارم یک نفس
طاقت هجرت ندارم یک زمان
گر بگریم بر غمت بر من مخند
ور برآیم بر سر کویت مران
من ز تو پر خار حسرت ماندهام
او ز من فارغ میان گلستان
آخر از بهر خدا در ما نگر
تا بکی باشم ز عشقت در فغان
این غزل چون خواند بر باد صبا
کرد تحسینش صبای با صفا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر از عشق و فراق معشوق خود میگوید و از درد و رنجی که بر اثر دوری او متحمل میشود، شکایت میکند. او به معشوق خود التماس میکند که به او رحم کند و به خاطر او جان خود را فدای عشقش کند. شاعر به شدت از نبود محبوب رنج میبرد و صبرش به سر آمده است. او از معشوق میخواهد تا نگاهی به درد و فراق او بیندازد و در آخر، شعری که خوانده میشود مورد تحسین نسیم صبحگاهی قرار میگیرد.