بخش ۱۰ - ندامت گل از استعفاء خود و بخشیدن بزاری بلبل عطار
عطار نیشابوری / نزهت الاحباب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
نرم شد در عشق بلبل خاطرش
شفقتی بنمود طبع ماهرش
گل بخنده گفت با باد صبا
ای ندیم من چه فرمائی مرا
چون صبا بشنید کردش آفرین
گفت چون دیر آمدی ای نازنین
اعتمادی نیست بر دوران حسن
زود گردد پاره شادوران حسن
حسن چون عمر است چون باید بکس
دل بدست آورد که کار اینست و بس
دستگیری کن چو داری دستگاه
بد مکن زیرا بدت آید براه
نوعروس خوبروئی دلفریب
عاشقان را کی بود ازتو شکیب
این مصالح آن چنان بیند رهی
خوب باشد که مر او را دل دهی
در سخنهائی که روح افزایدت
هر زمان از غیب در بگشایدت
نزد خود خوانش چو دیگر بندگان
تا شود خرسند چون خرسندگان
باشد اندر خدمتت چون او بپای
پیش تختت چون غلامان سرای
گل صبا را گفت این فرمان تراست
نزد خود خوانش اگر شه ار گداست
این غزل را در بدیهه همچو زر
کرد انشا باصبا گفتش ببر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، بلبل عاشق در عشق خود نرم و رقیقالروح شده و دلسوزیاش را نشان میدهد. گل با باد صبا صحبت میکند و از او میپرسد که چه باید بکند. باد صبا به او میگوید که چون دیر آمدی، اعتماد به زیباییهای دنیا نداشته باش، زیرا همه چیز زودگذر است. سپس به اهمیت عشق و دلربایی اشاره میکند و میگوید که باید دل را به دست آورد. او همچنین به نیکی و دوستی تأکید دارد و میگوید که وقتی معشوق زیبا به خدمت پیش تو میآید، باید به او محبت و احترام کنی. در نهایت، بلبل به باد صبا میگوید که این شعر را به دیگران برساند.