بخش ۲۱ - رسیدن سالك با پرده اول عطار
عطار نیشابوری / اشترنامه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
میبرید او راه خود در پرده باز
تا مگر پیدا شود در پرده راز
اولین پرده ز نور تاب دید
چون نظر کرد اندران پرتاب دید
بود نوری شعله زن در پرده در
گر نبینی آن تو باشی پرده در
بود نوری سبز با او تاب دار
در صفت مانند حوضی آب دار
گفت ای استاد ای تو پرده در
چیست با من تو بیان کن این خبر
گفت ای مسکین مترس و اندر آی
تا ترا بر فرق افتد نور ورای
چند ترسان باشی و بیخود شوی
نیک میبین تا نباشی در بدی
خود مبین تا این همه کم گرددت
قطره دریا بهم کم گرددت
در سلوک آتش طبعی ممان
سرّ ما را هم ز ما تو بازدان
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن درباره جستجوی حقیقت و نور در زندگی و درک عمیق از وجود است. شاعر به یک شخصیت (احتمالاً شاگرد) میگوید که پردههایی از ترس و نادانی او را از فهم حقیقت بازداشتهاند. او او را تشویق میکند که به درون پردهها برود و نور واقعی را ببیند. به او یادآوری میکند که اگر دیدگاهش را محدود نگه دارد، نمیتواند از حقایق بزرگ زندگی آگاه شود. در واقع، او باید از خود و ترسهایش فراتر برود تا بتواند به نور و آگاهی دست یابد.