بخش ۱۱ - در بیان چارچیز که اندر خطر بود عطار
عطار نیشابوری / پندنامه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
چارچیزست ای برادر با خطر
تا توانی باش ازینها بر حذر
قربت سلطان و الفت با بدان
رغبت دنیا و صحبت با زنان
قرب سلطان آتش سوزان بود
با بدان الفت هلاک جان بود
زهر دارد در درون دنیا چو مار
گرچه بینی ظاهرش نقش و نگار
مینماید خوب و زیبا در نظر
لیک از زهرش بود جان را خطر
زهر این مار منقش قاتلست
باشد از وی دور هر کو عاقلست
همچو طفلان منگراندرسرخ و زرد
چون زنان مغرور رنگ و بو مگرد
زال دنیا چون عروس آراسته است
هر زمانی شوی دیگر خواسته است
مقبل آن مردی که شد زین جفت طاق
پشت بر وی کرد و دادش سه طلاق
لب به پیش شوی خندان میکند
پس هلاک از زخم دندان میکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به هشدار درباره چهار خطر بزرگ اشاره دارد که انسان باید از آنها دوری کند: نزدیکی به سلطان، دوستی با بدکاران، جذابیتهای دنیا و دوستی با زنان. نویسنده با تشبیهات مختلف نشان میدهد که نزدیک شدن به سلطنت و بدیها ممکن است خطرات جدی برای جان و روح افراد داشته باشد. دنیا به مثابه ماری زهرآلود است که ظاهرش زیبا و فریبنده است، اما درونش خطرناک است. او به عواقب فریبندگی دنیا و زنان اشاره میکند و توصیه میکند که افراد عاقل از این فریبها دوری کنند تا دچار آسیب نشوند.