بخش ۲۸ - در بیان آنکه حقیر داشتن نباید عطار
عطار نیشابوری / پندنامه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
چار چیز آمد بزرگ و معتبر
مینماید خُرد لیکن در نظر
زان، یکی خصمست و دیگر آتش است
باز بیماری کزو دل ناخوش است
چارمین دانش که آراید تو را
این همه تا خرد ننماید تو را
هرکه در چشمش عدو باشد حقیر
از بلای او کند روزی نفیر
ذرهای آتش چو شد افروخته
بینی از وی عالمی را سوخته
علم اگر اندک بود خوارش مدار
زانکه دارد علم قدری بیشمار
رنج اندک را بکن غمخوارگی
ورنه بینی عجز در بیچارگی
دردسر را گر نجوید کس علاج
خوف آن باشد که بد گردد مزاج
باش از قول مخالف بر حذر
پیش از آن کز پا درآیی ای پسر
آتش اندک توان کشتن به آب
وای آن ساعت که گیرد التهاب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر به چهار چیز بزرگ و معتبر اشاره شده که ظاهراً کوچک به نظر میرسند: دشمنی، آتش، بیماری و علم. هر یک از این چهار چیز میتواند دردسرساز و خطرناک باشد. دشمنی، اگر در نظر کسی کوچک باشد، میتواند روزی او را به دردسر بیندازد. آتش، حتی اگر کم باشد، میتواند به سرعت موجب خرابی بزرگی شود. علم، حتی اگر اندک باشد، ارزشمند است و نباید آن را کوچک شمرد. شاعر به این نکته تأکید میکند که برای مشکلات کوچک باید به فکر درمان بود، ورنه عواقب آن میتواند خطر ناک باشد و ممکن است به بیچارگی و عجز منجر شود. همچنین، از تأثیر ناپسند سخنان مخالفان باید احتیاط کرد، زیرا ممکن است در نهایت انسان را به مشکل بیندازند. در نهایت، یادآوری میشود که آتش کوچک میتواند با آب خاموش شود، اما اگر شدت یابد، خطرناک میشود.