نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۰ - در چار چیز که کم بقا دارد عطار

عطار نیشابوری / پندنامه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

چار چیز ای خواجه کم دارد بقا

گوش دار ای مؤمن نیکولقا

جور سلطان را بقا کمتر بود

پس عتاب دوستان خوشتر بود

دیگر آن مِهری که باشد از زنان

بی‌بقا چون صحبت ناجنس دان

با رعیت چون کند سلطان ستم

مر ورا باشد بقا در مُلک کم

گر تو را از دوستان آید عتاب

کم بقا دارد چو خط بر روی آب

گرچه باشد زن زمانی مهربان

چون کم آید بهره‌ بگشاید زبان

چون به ناجنسان نشیند آدمی

کمترک بیند از ایشان همدمی

زاغ چون فارغ ز بوی گل شود

نفرتش از صحبت بلبل شود

صحبت ناجنس جانکاهی بود

جمله را زین حال آگاهی بود

چون تو را ناجنس آید در نظر

ای پسر چون باد از وی درگذر

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان چهار چیزی می‌پردازد که دوام و بقا ندارند. اول، ستم سلطان بر رعیت که باعث کاهش بقا می‌شود. دوم، محبت‌های نامعقول و غیرواقعی که از زنان ناشی می‌شود و بقا ندارد. سوم، عتاب و سرزنش دوستان که کم دوام است و چهارم، دوستی با افراد ناجنس که باعث دردسر و کمبود در زندگی می‌شود. شاعر به مؤمنان توصیه می‌کند که از این امور اجتناب کنند و از صحبت با افراد ناجنس دوری کنند، زیرا این گونه ارتباطات به هیچ وجه پایدار نیست.