نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴ - در مناجات عطار

عطار نیشابوری / پندنامه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

پادشاها جرم ما را در گذار

ما گنه کاریم و تو آمرزگار

تو نکوکاری و ما بد کرده‌ایم

جرم بی‌پایان و بیحد کرده‌ایم

سالها در فسق و عصیان گشته‌ایم

آخر از کرده پشیمان گشته‌ایم

روز و شب اندر معاصی بوده‌ایم

غافل از یؤخذ نواصی بوده‌ایم

دایما در بند عصیان بوده‌ایم

هم قرین نفس و شیطان بوده‌ایم

بی گنه نگذشته بر ما ساعتی

با حضور دل نکرده طاعتی

بر درآمد بندهٔ بگریخته

آب روی خود بعصیان ریخته

مغفرت دارد امید از لطف تو

زانکه خود فرمودهٔ لاتقنطوا

بحر الطاف تو بی پایان بود

ناامید از رحمتت شیطان بود

نفس و شیطان زد کریما راه من

رحمتت باشد شفاعت خواه من

چشم دارم کز گنه پاکم کنی

پیش از آن کاندر جهان خاکم کنی

اندر آن دم کز بدن جانم بری

از جهان با نور ایمانم بری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساس گناه و عذرخواهی خود از خداوند می‌پردازد. او اعتراف می‌کند که سال‌ها در معصیت و عصیان بوده و از کرده‌های خود پشیمان است. در عین حال، امیدوار است که خداوند با رحمت و لطفش او را ببخشد. شاعر بر این نکته تأکید می‌کند که هیچ لحظه‌ای بدون گناه نگذرانده و تنها به رحمت خدا امید دارد. او از خدا می‌خواهد که قبل از آنکه به مرگ برسد، او را از گناهان پاک کند و با ایمان از این دنیا برود. در نهایت، او از خدا می‌خواهد که شفاعتش کند و به او نجات بخشد.