بخش ۶۸ - در بیان صدقه دادن عطار
عطار نیشابوری / پندنامه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
گر کنی خیری به دست خویش کن
خیر خود را وقف هر درویش کن
یک درم کان را به دست خود دهند
به بود زان کز پی او صد دهند
گر ببخشی خود یکی خرمای تر
بهتر از بعد تو صد مثقال زر
هر چه بخشیدی مکن با او رجوع
گر ز پا افتادهای از دست جوع
این بدان ماند که شخصی قی کند
باز میل خوردن آن کی کند؟
با پسر گر چیزکی بخشد پدر
میرسد گر باز گیرد از پسر
ای پسر با مال و زر شادی مجوی
آنچه کس را دادهای دیگر مگوی
شادی دنیا سراسر غم بود
سور او را در عقب ماتم بود
امر «لا تفرح» ز دنیا گوش دار
جای شادی نیست دنیا هوش دار
شادمان را ندارد دوست حق
این سخن دارم ز استادان سبق
گر فرح داری ز فضل حق رواست
لیک از دنیا فرح جستن خطاست
ای پسر با محنت و غم خوی کن
روی دل را جانب دلجوی کن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به اهمیت نیکی و صدقه دادن اشاره دارد. شاعر میگوید هر خوبی که انجام میدهی، آن را برای دیگران انجام بده و نیکوکاریهای خود را فقط به خاطر رضای خدا انجام ده. دادن کمکی هرچند کوچک مانند یک خرما، در نهایت بهتر است از این که انتظار داشته باشی کمک بزرگتری دریافت کنی. همچنین از بازپسگیری نیکیها خودداری کن و به یاد داشته باش که خوشیهای دنیوی همیشه با غم و اندوه همراه هستند. شادی واقعی در دانش و فضیلت است و نباید به دنیای مادی دلخوش بود. بنابراین، با مشکلات و غمها کنار بیایید و به سمت شادی حقیقی و درونی حرکت کنید.