بخش ۷۱ - در بیان تجرید و تفرید عطار
عطار نیشابوری / پندنامه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
گر صفا میبایدت تجرید شو
گر خرد داری ز اهل دید شو
ترک دعوی هست تجرید ای پسر
فهم کن معنی تفرید ای پسر
اصل تجریدت وداع شهوتست
بلکه کلی انقطاع لذتست
گر دهی یکبار شهوت را طلاق
آن زمان گردی تو در تفرید لاق
گر تو ببریدی ز موجودات امید
آنکه از تجرید گردی مستفید
اعتمادت چون همه بر حق بود
آن دمت تفرید جان مطلق بود
ترک دنیا کن برای آخرت
وز بدن برکش لباس فاخرت
گر بیابی از سعادت این مقام
صاحب تجرید باشی والسلام
گر ز عقبی دست شویی بهر حق
دان که از تفرید گیرندت سبق
رو مجرد باش دایم فرد باش
تا به هر فرقی نشینی گرد باش
گرد کبر و عجب و خودرایی مگرد
قدر خود بشناس و هر جایی مگرد
هر که گرد کورهٔ انگِشت گشت
جامه از دودش سیاه و زشت گشت
وانکه با عطار میگردد قریب
او همییابد ز بوی خوش نصیب
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به مفهوم تجرید و دوری از خواهشهای دنیوی اشاره دارد. شاعر به فرد میگوید که اگر میخواهد به صفا و حقیقت دست یابد، باید از دنیا و شهوتها جدا شود. تجرید یعنی رهایی از لذتهای زودگذر و رسیدن به یک شناخت عمیقتر. همچنین، ترک دنیا برای توجه به آخرت و تقویت ارتباط با حق از دیگر موضوعات این شعر است. شاعر تأکید میکند که فرد باید خود را از غرور و خودخواهی دور کند و به جستجوی حقیقت بپردازد، زیرا این راه او را به سعادت و تجرید واقعی خواهد رساند. در نهایت، به آگاهی و شناخت صحیح از خود و جایگاهش در دنیا اشاره میکند.