نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰ آذر بیگدلی

آذر بیگدلی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز خود روم، چو پرو بال هستیم باز است

که تنگنای دو عالم چه جای پرواز است؟!

بانتظار تو خود کرده ام، چنانکه ز راه

رسیده ای و همان چشم حسرتم باز است

بکوی او همه شب تا بروز مینالم

فغان که یار نمیپرسد این چه آواز است؟!

من و شکایت جور تو بیوفا، هیهات؛

ولی چه چاره کنم؟! آب دیده غماز است!

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، گویا گوینده در انتظار محبوب خود است و احساس می‌کند که در حالتی از آزادی و شوق برای پرواز به سوی او قرار دارد. او نشان می‌دهد که چشمش به راه محبوب دوخته شده و ناله‌اش به خاطر دوری اوست. گوینده در دل خود شکایت از بی‌وفایی محبوب دارد، اما در عین حال نمی‌تواند جلوی اشک‌هایش را بگیرد. این اشعار به عواطف عمیق و درد فراق اشاره دارد.