نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶۷ آذر بیگدلی

آذر بیگدلی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

چو رویت، لاله ی رنگین نباشد

چو مویت، نافه یی در چین نباشد

مهی و، مه باین پرتو ندیدم؛

شهی و، شه باین تمکین نباشد!

غزالی کو چرد در خاک کویت

عجب گر ناف او مشکین نباشد؟!

به مسکینان گرت بخشایشی هست

بمسکینی من، مسکین نباشد!

شکر چون از لب شیرین فشانی

دل خسرو، سوی شیرین نباشد!

مسلمانی، در ایام تو کافر

ندیدم کش خلل در دین نباشد

چرا با دشمنانت مهربانی است

اگر با دوستانت کین نباشد؟!

شب مرگم، چو در بالین تو باشی

مرا گو شمع بر بالین نباشد

دعایت چون کند آذر، کسی نیست

که او را بر زبان آمین نباشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بیان احساسات و نگرانی‌های خود درباره عشق و زیبایی می‌پردازد. او می‌گوید که اگر چهره محبوبش زیبا نباشد و موهایش مرتب نباشد، دیگر زیبایی و کمالی وجود ندارد. او همچنین به عشق و محبت اشاره می‌کند و از نیکوکاری و دوستی‌های حقیقی صحبت می‌کند. شاعر با استفاده از تشبیهات مختلف مثلاً به غزال، شکر و شمع به توصیف محبوبش و اهمیت او در زندگی‌اش می‌پردازد و در نهایت به این نتیجه می‌رسد که در دنیای او، بدون عشق و محبت چیزی ارزشمند نیست.